الملا فتح الله الكاشاني
240
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ترازوهاى او بايمان و اعمال صالحه * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه * ( هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * ايشانند رستگاران از دركات و رسيدگان بدرجات جميع ميزان جهت اختلاف اعمال موزونه است و در انوار گفته كه اى موزونات عقايده و اعماله و فى الكشاف الموازين جمع الموزون و هى المقدورات من الاعمال اى الصالحات التي لها وزن و قدر عند اللَّه عز و جل من قوله تعالى فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً يعنى كسانى را كه عقايد و اعمال صالح باشد كه آن را نزد خدا قدرى و وزنى باشد پس ايشان فايزانند و رسيدگان بروضهء رضوان * ( وَمَنْ خَفَّتْ ) * و هر كه سبك باشد * ( مَوازِينُه ) * ميزانهاى او بجهة آنكه عمل صالح نكرده باشد چون مشركان و منافقان يعنى چون او را عقيده و عملى نباشد كه او را وزنى بود و مثمر قبول باشد نزد خدا * ( فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا ) * پس آن گروه آنانند كه زيان كردهاند * ( أَنْفُسَهُمْ ) * در نفسهاى خود يعنى سرمايهء عمر بباد غفلت بردارند و استعدادات حصول كمال را بطلب آرزوهاى نفس و متابعة شهوات ضايع ساختند و گويند معنى آنست كه هر كه حسناتش زياد بود چنان كه اگر از روى مثل در ترازو نهند ترازو بدان گران شود ايشان ظفر يافتگان و رستگارانند و هر كه بر عكس اين بود يعنى ترازوى حسناتش سبك باشد پس ايشان آنان كه بر نفس خود زيان كردند بجهة نقصان حظ خود از ثواب * ( فِي جَهَنَّمَ خالِدُونَ ) * در دوزخ جاويد ماندگان باشند اين بدلست از * ( خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ) * و آن را محلى از اعراب نيست زيرا كه بدل و مبدل منه هر دو صلهاند و صله را محلى از اعراب نيست و يا خبر بعد از خبر است يا خبر مبتداى محذوف و وجوه اين هر دو آيه و اختلاف مفسران در كيفيت ميزان و وزن در سورة الاعراف سمت تحرير يافته پس در بيان كيفيت عذاب كسانى كه خفيف الموازيناند ميفرمايد كه * ( تَلْفَحُ ) * مىسوزد * ( وُجُوهَهُمُ النَّارُ ) * روىهاى ايشان را آتش دوزخ * ( وَهُمْ فِيها ) * و ايشان را در آتش * ( كالِحُونَ ) * زشت رويانند از شدت احتراق يا ترش رويان از زجاج منقولست كه لفح بمعنى نفخست الا آنست كه تاثير لفح از لفخ اشد است و كلوح تقلص شفتين است از اسنان و عبد اللَّه مسعود را از معنى كلوح پرسيدند فرمود آنست كه لبها از هم باز شوند بوجهى كه دندانها نمايان شوند مانند سر گوسفند بريان كرده شده از مالك بن دينار مرويست كه عتبهء غلام در اول حال از فساق و فجار بود روزى در بازار ميگذشت ديد كه سر گوسفندى را از تنور بيرون آوردند كه لبهاى او از هم جدا شده بود و دندانهاى وى ظاهر گشته بفكر وجوه اهل دوزخ افتاد كه به اين مثابه باشند نعرهء زد و سه شبانه روز بىهوش شد بعد از آنكه به هوش آمد تايب شد و از زهاد مشهور و عباد معروف گشت و غلام لقب اوست و ابو سعيد خدرى از حضرت نبوى ( ص ) در تفسير اين آيه روايت